The Man He Killed by Thomas Hardy
مردی كه كشته شد ![]()
اگر من و او
در قهوه خانه ای قدیمی
یكدیگر را دیده بودیم
شاید با هم می نشستیم
و نوشیدنی ای با هم می خوردیم
اما چون در جنگ مثل دو سرباز ساده
رودروی هم قرار گرفتیم
به روی هم آتش گشودیم
من به او شلیك كردم
و در جا او را كشتم
او را زدم و كشتم زیرا
دشمن من بود
آری البته كه او دشمن من بود
و این مثل روز روشن بود
اما ....
او هم شاید چون من به اجبار
وارد ارتش شده بود
و حتی از سر بیكاری
وسایل زندگی اش را هم فروخته بود.
جنگ چیز عجیب و غریبی است
به كسی شلیك می كنی
كه اگر جایی قهوه خانه ای وجود داشت
او را به آنجا دعوت می كردی
یا با قدری پول به كمكش می رفتی.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 9:47 PM توسط سعیده
|
سلام.